یادمه یکی از اساتید معظم دایم به ما گوشزد میکرد: اول شلیک کن، بعد نشانه بگیر.البته یادمه یکی از دانشجوها درباره ی عملکرد این نظر در مورد ازدواج پرسید، که پاسخ استاد بسیار محتاطانه بود.وقتی به اروپا هم آمدم، از اینکه این همه برای انجام امور احتیاط می کنند، تقریبا اعصابم خورد مید، برای ترمیم یک جاده ی یا راه عبور ساده، آنقدر نکات ایمنی دست و پاگیر قرار میدهند که از هرچی راهسازی هست و از این همه احتیاط حالت بد میشود.حتی در مورد رانندگی، اگر بخواهی امتحان بدهی و مثلا کوچه ای را چند دوره دور بزنی، در هر توقف، باید ترمز دستی را بکشی، همه جا را کنترل کنی، ترمز دستی را رها کنی، دوباره همه جا را چک کنی و حرکت، و دوباره برای عقب رفتن همین منوال و دوباره و دوباره، که اصلا اعصاب خرد کن هست.به همین علت هم قیمت ساخت سازه در اروپا خصوصا انگلیس خیلی خیلی بالا هست، چون هزینه ی مسایل ایمین و رعایت آنها بسیار بسیار بالاست و همین علت است که اصلا المپیک 2012 لندن به هیچ وجه به پای المپیک چین نخواهد رسید.وقتی ذرات آتشفشانی در فضای اروپا پراکنده بود، که البته کسی هم آنها را ندید، همه به آنها ایراد میگرفتند که چقدر محتاطند، وقتی چند هفته ی پیش فرودگاه های انگلیس و اروپا به خاطر برف تعطیل شد، ایران به تمسخر می گفت آنها توان اداره ی یک فرودگاه را هم ندارند و البته مردم هم ناراحت و شاکی بودند که چرا پروازهایشان کنسل میشود.کلا ما ایرانی جماعت، هم دوست داریم اینطور باشیم و هم هستیم که ریسک پذیریم، ولی به معنی منفی کلمه. یرخی کارها را انجام میدیم که تو اون دوران جنگ هم همینطور بود، الان هم برای همه چیز همینطور هست.من مطمئنم قیمت جان انسان ها با ارزش تر از هر نوع سود و منفعت دیگر، و یا حتی هر خودنمایی دیگر، نظیر بهترین خلبان های دنیا، یا اینکه راضی نگه داشتن مشتری و یا عدم تاثیر تحریم ها و … قیمتش بسیار کمتر از قیمت جان یک انسان است.همسایه ی یکی از دوستان مدر تهران، همسرش و دو فرزندش (پنج ساله و سه ماهه) و مادرش و مادر زنش، همگی در این پرواز تهران ارومیه بودند، استاد دانشگاه یکی از بستگان هم همینطور. حالا سایعه هایی که این هواپیما روز قبل هم فرود نامتعادل داشته و گزارش شده و یا سال پیش هم دچار نقص فنی بوده و قرار بوده از رده خارج شود و … همه به کنار، اینکه در مقصد برف می باریده و دید کافی نبوده، دلیل کافی برای عدم پرواز یا برگشت به مبدا بوده، نه اینکه جان مسافرین را به خطر بیاندازند. وزیر راه و ترابری می گفت مقصر مردم و مشتری ها هستند که اصرار به پرواز میکنند، آیا این حرف پسندیده است؟
11 ژانویه
نوشته شده توسط نسیم در ژانویه 13, 2011 در 8:48 ب.ظ.
سلام شب خوش
متاسفانه حادثه بسیار اسف باری بود.والا من موندم تو هواپیماهای ایران پس نقش این جعبه سیاه چی چیه؟
ضمنا در رابطه با وسواس اروپاییها در زمینه رانندگی زیاد شنیدم حتی توی امریکا هر جوونی که به سن گرفتن گواهینامه رانندگی رسید بعد از دریافت به مدت 6 ماه باید به همراه یکی از والدین پشت فرمون بشینه. حالا بیاین اینجا صدور گواهینامه های در پیت رو شاهد باشید. فوقش طرف زد یه نفر رو کشت خب کشت که کشت حتما موقع مرگش بوده و نهایتا بیمه پولشو میده. یا هزاران هزار بی قانونی و یا به قول شما ریسک پذیری.
نوشته شده توسط halone در ژانویه 13, 2011 در 9:42 ب.ظ.
تازه آمریکایی ها فکر میکنند که خیلی ریسک پذیرند و در مقابل اروپایی ها وضعشون خراب تره، ولی همینطوره که شما فرمودید.
من که در هجده سالگی در ایران گواهینامه گرفتم و سال های سال رانندگی میکردم، اینجا به زحمت گواهینامه گرفتم، هم کتبی آن خیلی سخته و هم عملی.
نوشته شده توسط مهدی طاهری در ژانویه 14, 2011 در 4:18 ق.ظ.
اونچا مجددا گواهینامه گرفتین؟
مگه نمی شه گواهینامه ی اینجا رو بین المللی کرد؟…من شنیدم فقط کافیه بریم ÷ست و یه سری فرم پر کینم!
نوشته شده توسط halone در ژانویه 24, 2011 در 11:50 ق.ظ.
مهدی جان، گواهینامه ی بین الملیی فقط یک سال اعتبار دارد.
البته تو انگلستان فقط 6 ماه، لذا باید دوباره همه ی امتحان ها را بدهی، و راستش را بخواهی بارها و بارها از ایران سخت تر است، هم کتبی و هم قسمت خطرها و هم قسمت شهری که باید 45 دقیقه رانندگی کنی و تنها با افسر امتحان هستی و همه چیز بر اساس تعداد اشتباهاتت هست، اگر از اشتباهات مهم حتی یکی انجام بدهی رد هستی.
نوشته شده توسط حسین در فوریه 9, 2011 در 6:53 ب.ظ.
من با اینکه اول شلیک کنی بعد هدف گیری کاملا مخالفم.
اینجا روال اینه که اول مجازات می کنن بعد محاکمه… اول حکم می برن بعد دادگاه تشکیل میدن… بقیه چیزها هم به همین منوال! همه چیز از آخر به اوله. اول هواپیما سقوط میکنه ومردم می میرن بعد فکر می کنن که خوب افتاد حالا چه کنیم! نوشداری ایرانی همیشه بعد از مرگ سهراب میرسه!
نوشته شده توسط halone در فوریه 9, 2011 در 11:38 ب.ظ.